به گزارش ایکنا از البرز؛ مدیرکل اطلاعات البرز در سومین دوره از سلسله نشست های سواد رسانه ای خبرنگاران استان البرز که روز شنبه چهارم مهر برگزار شد، اظهار کرد: سال ها تصور می کردیم در میان یک جنگ رسانه ای قرار داریم؛ جنگی که در آن رسانه ها مانند دو ارتش مقابل یکدیگر صف آرایی می کنند، روایت های هم را زیر سؤال می برند و مخاطب نیز تلاش می کند از میان حجم گسترده ای از اخبار ، تکذیبیه ها و روایت های متضاد، حقیقت را پیدا کند.
به گزارش ایکنا از البرز؛ مدیرکل اطلاعات البرز در سومین دوره از سلسله نشست های سواد رسانه ای خبرنگاران استان البرز که روز شنبه چهارم مهر برگزار شد، اظهار کرد: سال ها تصور می کردیم در میان یک
جنگ رسانه ای قرار داریم؛ جنگی که در آن رسانه ها مانند دو ارتش مقابل یکدیگر صف آرایی می کنند، روایت های هم را زیر سؤال می برند و مخاطب نیز تلاش می کند از میان حجم گسترده ای از
اخبار، تکذیبیه ها و روایت های متضاد،
حقیقت را پیدا کند. وی افزود: این تصویر دیگر برای توضیح آنچه امروز در فضای رسانه ای و ارتباطی رخ می دهد، کافی نیست. زمین بازی تغییر کرده و از سطح خبر و روایت به اعماق ذهن انسان منتقل شده است. در این میدان، الزاماً هدف این نیست که به مخاطب گفته شود چه چیزی را باور کند؛ بلکه ممکن است تلاش شود شرایطی ایجاد شود که خود مخاطب، در پایان مسیر، به نتیجه ای برسد که طراح عملیات از ابتدا به دنبال آن بوده است. مدیرکل اطلاعات البرز تصریح کرد: ما از عصر بمباران خبری عبور کرده ایم و وارد عصر جنگ شناختی شده ایم؛ جنگی که در آن مهاجم به جای آنکه به دنبال تغییر یک عقیده باشد، تلاش می کند بر سازوکار شکل گیری عقیده، قضاوت و رفتار اثر بگذارد. این مسئول با اشاره به تفاوت میان تبلیغات سنتی و شیوه های جدید اثرگذاری گفت: در جنگ رسانه ای سنتی، الگوی کار تا حدود زیادی روشن بود؛ پیام به صورت انبوه و یک طرفه از طریق تلویزیون، رادیو، روزنامه و سایر رسانه ها منتشر می شد و با تکرار یک روایت مشخص، تلاش می کردند آن را در ذهن مخاطب تثبیت کنند. وی افزود: اما مخاطب امروز تجربه متفاوتی دارد. مردم به مرور نسبت به تبلیغات مستقیم و آشکار حساس شده اند و وقتی با یک پیام بیش از حد شعاری یا هیجانی مواجه می شوند، ممکن است نسبت به انگیزه پشت آن تردید کنند. به همین دلیل، عملیات روانی نیز از تبلیغ مستقیم به سمت مهندسی محیط اطلاعاتی و نحوه مواجهه انسان با اطلاعات حرکت کرده است. مدیرکل اطلاعات البرز ادامه داد: در جنگ شناختی ممکن است به شما گفته نشود چه چیزی درست است، بلکه مجموعه ای از اطلاعات، تصاویر، هشتگ ها، روایت ها و نشانه ها در کنار یکدیگر قرار می گیرند تا شما خودتان به نتیجه برسید. این همان جایی است که مرز میان انتخاب مستقل و انتخاب تحت تأثیر، پیچیده می شود. وی خاطرنشان کرد: بزرگ ترین موفقیت در چنین فرآیندی زمانی اتفاق می افتد که فرد تصور کند عقیده جدیدش کاملاً حاصل تفکر آزاد و استقلال شخصی خودش بوده است، در حالی که مسیر رسیدن او به آن عقیده، به تدریج و با استفاده از محرک های مختلف شکل گرفته است. در اینجا از مهندسی روایت به مهندسی رفتار می رسیم. مدیرکل اطلاعات البرز در ادامه به نقش داده های دیجیتال در شناخت ویژگی های کاربران اشاره کرد و گفت: انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2016 یکی از نمونه هایی بود که نشان داد اطلاعات به دست آمده از فعالیت افراد در شبکه های اجتماعی چگونه می تواند برای شناخت علایق، نگرانی ها و حساسیت های آنان مورد استفاده قرار گیرد و پیام هایی متناسب با ویژگی های هر گروه یا فرد به آنها ارائه شود. این مسئول تصریح کرد: وقتی بدانیم یک فرد نسبت به ترس حساس تر است یا فرد دیگری بیشتر تحت تأثیر خشم، نگرانی یا احساس ناامنی قرار می گیرد، محتوایی که در برابر او قرار می دهیم می تواند بر همان نقطه متمرکز شود. در این حالت، لزوماً فرد را با استدلال قانع نمی کنیم، بلکه تلاش می شود احساسات او فعال شود و تصمیم گیری تحت تأثیر آن احساس قرار گیرد. وی ادامه داد: در تحولات سال های 2010 و 2011 در خاورمیانه نیز نقش شبکه های اجتماعی و تکرار نمادها، هشتگ ها و روایت های عاطفی در شکل دهی به ادراک عمومی مورد توجه قرار گرفت. زمانی که یک پیام به صورت مستمر و گسترده تکرار می شود، ممکن است مخاطب تصور کند آن پیام بیانگر نظر اکثریت جامعه است، در حالی که میزان تکرار یک محتوا در فضای مجازی لزوماً نشان دهنده میزان فراگیری واقعی آن در جامعه نیست. این مسئول اظهار کرد: در چنین شرایطی ممکن است «قفس ادراکی» شکل بگیرد؛ یعنی فرد عمدتاً با محتوایی مواجه شود که باور قبلی او را تأیید می کند و صدای مخالف را نه به عنوان یک دیدگاه متفاوت، بلکه به عنوان دروغ یا خیانت تلقی کند. این وضعیت قدرت گفت وگوی اجتماعی را کاهش می دهد و جامعه را به سمت قطبی شدن سوق می دهد. مدیرکل اطلاعات البرز با اشاره به وقایع دی ماه در استان گفت: در همین استان نیز شاهد بودیم که برخی افراد تحت تأثیر روایت های فضای مجازی به این تصور رسیده بودند که امکان تغییر حاکمیت وجود دارد و بر اساس همین تصور، حضور گسترده و رفتارهای خشونت آمیز را در پیش گرفتند و آنچه را در حال وقوع بود، یک نبرد نهایی قلمداد کردند. وی بیان کرد: این تجربه نشان می دهد فاصله میان یک روایت مجازی و یک رفتار واقعی می تواند بسیار کوتاه باشد. بنابراین نباید تصور کنیم آنچه در فضای مجازی اتفاق می افتد، صرفاً یک اتفاق مجازی است. روایت ها می توانند ادراک انسان از واقعیت را تغییر دهند و ادراک تغییرکرده نیز می تواند به رفتار اجتماعی منجر شود. این مسئول در ادامه با اشاره به یکی از مهم ترین آسیب های فضای اطلاعاتی امروز گفت: زمانی که مخاطب با هزاران خبر متناقض و اطلاعات تأییدنشده مواجه می شود، ممکن است اعتمادش به همه منابع کاهش پیدا کند. در این شرایط، فرد گاهی نه به دلیل باور کردن یک دروغ مشخص، بلکه به دلیل خستگی ذهنی، دیگر حوصله بررسی و تشخیص واقعیت را ندارد و به انفعال می رسد. مدیرکل اطلاعات البرز تصریح کرد: توسعه هوش مصنوعی این مسئله را پیچیده تر کرده است. امروز تولید تصاویر، صداها و ویدئوهای جعلی بسیار باورپذیر امکان پذیر شده و مخاطب ممکن است با محتوایی مواجه شود که در نگاه نخست کاملاً واقعی به نظر برسد، اما اساسا اتفاق نیفتاده باشد. وی افزود: خطر فقط این نیست که مخاطب یک ویدئوی جعلی را باور کند؛ خطر بزرگ تر آن است که با انتشار گسترده محتواهای جعلی و متناقض، اعتماد عمومی نسبت به اصل تصویر و ویدئو از بین برود. اگر مخاطب به جایی برسد که برای هیچ تصویری نتواند اعتبار قائل شود، زمینه برای گسترش بی اعتمادی فراهم می شود. این مسئول توضیح داد: در چنین وضعیتی، مغز انسان برای کاهش اضطراب و رسیدن به یک نقطه اطمینان، ممکن است به باورهای قبلی خود پناه ببرد و محتوایی را بپذیرد که با پیش فرض هایش سازگار است. در این مرحله، فرد ممکن است نه آنچه واقعاً اتفاق افتاده، بلکه آنچه دوست دارد اتفاق افتاده باشد را باور کند.
مکث قبل از بازنشر؛ ساده ترین ابزار پدافند شناختی
این مسئول با تأکید بر ضرورت تقویت سواد رسانه ای گفت: اگر برای مقابله با ویروس های بیولوژیک واکسن و پروتکل بهداشتی داریم، باید برای مواجهه با آسیب های شناختی نیز به فکر ایجاد سازوکارهای پیشگیرانه باشیم و نخستین گام در این مسیر، بهداشت ذهنی است. وی گفت: هرگاه خبری را دیدیم که به شکل غیرعادی ما را خشمگین می کند یا دقیقا همان چیزی را بیان می کند که دوست داریم بشنویم، باید یک لحظه مکث کنیم. باید از خودمان بپرسیم منبع این خبر چیست، آیا قابل راستی آزمایی است، چه شواهدی برای آن وجود دارد و آیا این محتوا واقعا برای اطلاع رسانی تولید شده یا برای تحریک احساسات من؟ این مسئول تصریح کرد: همین مکث کوتاه می تواند فاصله ای میان دریافت پیام و واکنش ما ایجاد کند؛ فاصله ای که در بسیاری از مواقع، فرصت بررسی و تصمیم گیری آگاهانه را فراهم می کند. مدیرکل اطلاعات البرز خاطرنشان کرد: شناخت تکنیک های اثرگذاری نیز بخش مهمی از پدافند شناختی است. وقتی مخاطب بداند یک تیتر چگونه با ایجاد ترس یا خشم عمل می کند، چگونه یک کلیپ احساسی می تواند قدرت تحلیل را تحت تأثیر قرار دهد یا چگونه تکرار یک ادعا می تواند تصور فراگیری آن را ایجاد کند، در برابر آن محتوا منفعل نخواهد بود و می تواند با نگاه انتقادی تری آن را بررسی کند. وی در ادامه با تأکید بر نقش رسانه ها و خبرنگاران در این عرصه گفت: خبرنگار در جنگ شناختی صرفاً انتقال دهنده اطلاعات نیست؛ بلکه می تواند در جلوگیری از شکل گیری روایت های نادرست، افزایش اعتماد عمومی و کمک به فهم دقیق تر واقعیت نقش داشته باشد. این مسئول توضیح داد: رسانه ای که خبر دقیق، مستند و قابل راستی آزمایی تولید می کند، در واقع بخشی از پدافند شناختی جامعه را شکل می دهد. در مقابل، انتشار شتاب زده مطالب تأییدنشده، حتی اگر از روی ناآگاهی باشد، می تواند به گسترش همان فضایی کمک کند که جامعه را دچار سردرگمی و بی اعتمادی می کند. مدیرکل اطلاعات البرز در پایان گفت: در نهایت، جامعه به حاکمیت روایت های دقیق، منطقی و مبتنی بر واقعیت نیاز دارد. اگر رسانه ها، نخبگان و مسئولان نتوانند واقعیت های زندگی مردم را به زبان روشن و صادقانه روایت کنند، خلأ ایجادشده در فضای ذهنی جامعه باقی نمی ماند و دیگران برای آن روایت تولید خواهند کرد. انتهای پیام
{{name}}
{{content}}